پمپو - Pumpoo

سعدی جنوبی، کوچه شهید ترابی گودرزی، پلاک 6

بوستر دورثابت یا VFD؟ چگونه فشار را ثابت و صدا را کم کنیم؛ از شیر یک‌طرفه غیرضربه‌ای تا منبع دیافراگمی و PID

Picture of <a href="https://pumpoo.ir/">فروشگاه پمپو</a>

فروشگاه اینترنتی پمپو: مرجع تعمیرات و فروش انواع پمپ های آب خانگی، کشاورزی و صنعتی

سرفصل های مقاله
وقتی فشار آب در ساعات اوج کم و زیاد می‌شود یا ساکنان از افت لحظه‌ای و صدای ناگهانی گلایه دارند، مسئله فقط توان پمپ نیست؛ معماری بوستر و روش کنترل، همه‌چیز را تعیین می‌کند. در این راهنما، بوسترِ دورثابت (با کلید فشار/مرحله‌بندی) را در برابر بوسترِ اینورتردار (VFD+PID) مقایسه می‌کنیم؛ از انرژی و آرامش صوتی تا عمر تجهیز و هزینهٔ مالکیت.

پیش‌نیاز مفهومی: VFD، PID و Setpoint به زبان ساده

  • VFD: درایوی که دور موتور را پیوسته تغییر می‌دهد؛ قانون شباهت‌ها می‌گوید با نصف کردن دور، دبی تقریباً نصف و توان تقریباً به نسبت مکعبِ دور کم می‌شود.
  • PID: کنترلی که فشار خروجی را روی نقطهٔ هدف (Setpoint) نگه می‌دارد؛ P برای واکنش سریع، I برای حذف خطا، D برای خفه‌کردن نوسان.
  • Setpoint: فشار هدفِ کلکتور. مثال: ۴٫۰ بار در طبقات میانی و PRV برای طبقات پایین.

مصرف انرژی: چرا VFD معمولاً برنده است؟

در بارهای جزئی، پمپ دورثابت یا باید خاموش شود یا با فشار اضافه کار کند—هردو پرهزینه است.

  • VFD دور را طبق نیاز کم می‌کند: قانون شباهت‌ها → توان ∝ دور³.
  • نتیجه عملی در ساختمان‌های ۶ تا ۱۵ طبقه: صرفه‌جویی ۱۵–۳۰٪ نسبت به تک‌پمپ/مرحله‌بندیِ دورثابت—البته به شرطِ تنظیمِ درست PID و رمپ.

راحتی آب (Comfort): فشارِ تخت، بدون «تَق» و «نفس‌زدن»

  • بوستر دورثابت: فشار در نزدیکیِ کلید فشار بالا و پایین می‌رود (هیسترزیس). در اوج مصرف، «نفس‌زدن» محسوس است.
  • بوستر VFD: فشار خروجی در بازهٔ بزرگِ دبی نزدیک به هدف می‌ماند؛ شیر دوش «روان» عمل می‌کند و رایزرها کمتر «تَق» می‌زنند.

آرامش صوتی: استارت نرم، رمپ و حذف ضربه قوچ

بزرگ‌ترین منبع صدای آزاردهنده، تغییر ناگهانی دبی/فشار است. VFD با رمپ ۲–۴ ثانیه، شیب تغییر را نرم می‌کند. با این حال، نصبِ درستِ شیر یک‌طرفهٔ غیرضربه‌ای و منبعِ دیافراگمیِ کوچک (۲–۵٪ دبیِ دقیقه‌ای) «تَق»‌های لحظه‌ای را می‌بلعد—حتی در بوسترِ دورثابت.

معماری‌های رایج و جایگاه هر کدام

معماری شرح مزیت ملاحظه
دورثابت، تک‌پمپ کلید فشار/ست‌کنترل، منبع فشار CAPEX پایین، سرویس ساده نوسان فشار در اوج، استارت‌های زیاد
دورثابت، چندپمپ (Staging) مرحله‌بندی با کلید فشار پوشش گستردهٔ دبی هنوز پله‌ای و پرنوسان نسبت به VFD
Lead VFD + Lag ثابت پمپ لید با VFD، پمپ کمکی با دورثابت تعادل CAPEX/OPEX نیازمند تنظیمِ دقیق آستانهٔ ورود/خروج
چند VFD موازی همه پمپ‌ها اینورتردار بهترین پایداری و مصرف انرژی CAPEX بالاتر، تنظیم حرفه‌ای

منبع دیافراگمی: اندازه، پیش‌شارژ و محلِ اتصال

  • حجم مؤثر: ۲–۵٪ دبیِ دقیقه‌ای نقطهٔ کار (برای بوسترِ VFD کافی است).
  • پیش‌شارژ: ≈ ۹۰٪ فشارِ حداقلِ کاری؛ قبل از آب‌گیری تنظیم شود.
  • جانمایی: نزدیک کلکتور خروجی، بدون تنگنا/صافی بین مخزن و کلکتور.

منحنی پمپ و نقطهٔ کار: چرا «وسط منحنی» امن‌تر است؟

کارکرد در میانه منحنی هد–دبی یعنی گذر از Zone‌های ناپایدارِ سمت چپ و راندمان بدِ سمت راست. در بوسترهای VFD، نقطهٔ کار روی منحنی می‌لغزد، اما همچنان «میانهٔ منحنی» دستاوردِ انرژی و سکوت است. برای هِدهای بالا، پمپ‌های طبقاتی (عمودی/افقی) از دسته پمپ‌های طبقاتی انتخاب مرسوم‌اند؛ در هدهای متوسط، پمپ بشقابی اقتصادی‌تر است.

مدیریت فشار طبقات پایین: PRV و زون‌بندی

وقتی Setpoint برای طبقات بالا تنظیم می‌شود، در طبقات پایین فشارِ مازاد خواهیم داشت.

راه‌حل: زون‌بندی یا نصب PRV در رایزرهای پایین. این کار با بوسترِ VFD هم لازم می‌شود؛ VFD فشار را ثابت نگه می‌دارد، اما «توزیع» عادلانه را باید با طراحی رایزر/PRV تأمین کرد.

اقتصاد پروژه: CAPEX در برابر OPEX

شاخص دورثابت VFD جمع‌بندی
CAPEX کم بیشتر VFD سرمایه‌گذاری اولیه می‌خواهد
OPEX (انرژی/سرویس) بیشتر کمتر (۱۵–۳۰٪ صرفه‌جویی) بازگشت سرمایه ۱۲–۱۸ ماه رایج
آرامش صوتی متوسط عالی رمپ و PID ضربه را نرم می‌کنند
پیچیدگی تنظیم کم بیشتر نیاز به راه‌اندازی حرفه‌ای

نمونه‌محاسبهٔ کوتاه: ۱۰ طبقه، ۲۰ واحد

هد استاتیک: ۱۰×۳ ≈ ۳۰ متر. افت خط (≈ ۳۰٪): ۹–۱۰ متر. فشارِ باقیماندهٔ مطلوب: ۱۲ متر.

هد کل ≈ ۵۱–۵۲ متر. دبی اوج با ضریب هم‌زمانی ۰٫۴ و ۱۰–۱۲ L/min به‌ازای هر واحد ≈ ۸ m³/h.

انتخاب مرسوم: بوستر ۲× پمپ طبقاتی (Duty/Assist) با VFD، منبعِ دیافراگمیِ ۴۰–۶۰ لیتر،

چک‌والوهای غیرضربه‌ای و PRV برای زون‌های پایین.

لوله‌کشی کم‌ضربه: قطر، قوس و ساپورت

  • قطرِ نزدیکِ بوستر را محافظه‌کارانه بگیرید تا سرعت و افت کاهش یابد؛ سرعت کمتر = موج فشار ضعیف‌تر.
  • زانویی ۹۰° نزدیک فلنج ممنوع؛ دو ۴۵° با فاصلهٔ ریکاوریِ ≥ 2D به‌جای آن.
  • ساپورت صلب برای کلکتورها؛ لرزش، تنش را به سیل و فلنج تحمیل می‌کند.
  • سنسور فشار روی کلکتور (دور از آشفتگی)، کپیلاری کوتاه، بدون کیسهٔ هوا.

کنترل هوشمند: استراتژی‌های Lead/Lag

  • Lead VFD + Lag ثابت: پمپ لید با VFD بارِ متغیر را می‌گیرد؛ در اوج، پمپ ثابت وارد می‌شود. آستانهٔ ورود/خروج را با آزمون واقعی تنظیم کنید.
  • دو VFD موازی: بهترین پایداری، کمترین صدا؛ هر دو پمپ نوبتی لید می‌شوند تا استهلاک یکنواخت شود.
  • Staging دورثابت: ساده و ارزان؛ در ساختمان‌های میان‌مرتبه با مصرف یکنواخت قابل دفاع است، اما در اوج، نوسان پذیر است.

منحنی‌ها و حداقل دبیِ ایمن (Minimum Flow)

هر پمپ یک دبیِ حداقلیِ ایمن دارد—زیر آن، گرمایش و ناپایداری رخ می‌دهد.
در بوسترها، خط بای‌پس با اوریفیس کوچک می‌تواند گردش حداقلی را در دبی‌های بسیار کم تضمین کند؛ این راهکار در بوسترِ دورثابت از آسیب‌های شبانه می‌کاهد و در VFD، جلوی «دور بسیار کمِ اذیت‌کننده» را می‌گیرد.

مطالعه موردی ۱: هتل ۱۲ طبقه با شکایت صوتی

شکایتِ شبانه از صدای «تَق» در رایزرها، با سه اقدام رفع شد: تعویضِ چک‌والو به نوع فنردار (Non-slam)، افزودنِ منبعِ دیافراگمی ۵۰ لیتری نزدیک کلکتور و افزایش رمپ VFD از ۱ به ۳ ثانیه. دامنهٔ نوسانِ فشار از ±۰٫۶ بار به ±۰٫۲ بار کاهش یافت و صدای رایزرها حذف شد.

مطالعه موردی ۲: کارخانهٔ شست‌وشو با قطع‌و‌وصل لحظه‌ای

شیرهای سلونوئیدی موج‌های کوتاه می‌ساختند. با جابه‌جایی سنسور فشار به کلکتور آرام، نصب Relief کوچک و تنظیم PID (P کم، I ملایم، D ناچیز) فشار پایدار شد و شکستِ فلنج رزوه‌ای متوقف گردید.

چک‌لیست تحویل و پذیرش بوستر

  1. بازرسی نوع/محلِ چک‌والو (جهت فلش، فاصله تا پمپ)
  2. اندازه‌گیری پیش‌شارژ مخزن قبل از آب‌گیری (≈۹۰٪ حداقل فشار کاری)
  3. Setpoint، PID و رمپ ثبت شود؛ آزمون سه‌سناریو: مصرف ثابت، قطع‌و‌وصل سریع، قطع کامل
  4. ساپورت و قوس‌ها؛ عدمِ زانویی ۹۰° نزدیک فلنج
  5. PRV برای زون‌های پایین (در صورت نیاز) تنظیم گردد

ماتریس انتخاب در یک نگاه

شرط انتخاب پیشنهادی گزینهٔ جایگزین توضیح
۳–۴ طبقه با ورودی متغیر بشقابی + منبع فشار جتی با ست‌کنترل مکش استاندارد = سکوت و عمر بیشتر
۵–۷ طبقه با نوسان اوج طبقاتی کوتاه + منبع بوستر کوچک Lead VFD پایداری فشار بهتر با VFD
۸–۱۵ طبقه بوستر ۲× طبقاتی VFD ۳× طبقاتی برای رزرو بیشتر PRV طبقات پایین را فراموش نکنید

اشتباهات پرتکرار و نسخهٔ اصلاح

خطا اثر اصلاح
اتکا به اسب‌بخار یا کم‌فشاری یا هدررفت انرژی تطبیق نقطهٔ کار با منحنی Q-H
زانویی ۹۰° چسبیده به مکش لرزش، صدا، شکست سیل دو ۴۵° با فاصلهٔ ریکاوریِ ≥2D
صافی ریز در مکش گرسنگی پمپ/کاویتاسیون انتقال صافی ریز به دهش یا مش درشت
پیش‌شارژ نامناسب بی‌اثر شدنِ مخزن یا پاسخ «اسفنجی» ≈۹۰٪ حداقلِ فشار کاری

پرسش‌های اجرایی که پیش از خرید باید پاسخ دهید.

  1. کمینهٔ فشار ورودیِ شهر در ساعات اوج چقدر است؟ (اندازه‌گیری ۴۸ ساعته)
  2. هد استاتیکِ واقعی (طبقات × ۳ متر) و افتِ خطِ تقریبی چقدر است؟
  3. دبی اوج با ضریب هم‌زمانی واقع‌گرایانه چند است؟
  4. حساسیت صوتی ساکنان و محدودیت فضا/تهویهٔ موتورخانه چیست؟
  5. الگوی نگهداری و مهارت تیم سرویس در سطح دورثابت یا VFD؟

پايلوت و پذیرش: آزمون سه‌حالته

  • مصرفِ یکنواخت: فشار باید نزدیک ست‌پوینت ثابت بماند؛ PID را با P کم و I ملایم تنظیم کنید.
  • قطع/وصلِ سریع: نوسانِ کوتاه پذیرفتنی است، موجِ «تَق» نه؛ رمپ را بلندتر و Non-slam را چک کنید.
  • قطع کامل و راه‌اندازی مجدد: تأخیرِ امن + رمپ نرم؛ سنسور جابه‌جا نشود و پیش‌شارژ چک شود.

مهار نوسان و کاهش انرژی

۱) نقشه راه تنظیم PID (از شروع تا تثبیت)

سنسور را روی کلکتور بگذارید؛ از نقاطِ پرآشفتگی دور باشید. با P کوچک و I بسیار کم شروع کنید، D را صفر بگذارید. سیستم را به‌کار بیندازید: اگر فشار دیر به هدف می‌رسد، P را پله‌ای بالا ببرید تا نزدیکِ نوسان برسید.

حالا I را آهسته اضافه کنید تا خطا در چند ثانیه صفر شود. اگر موج‌های سریع دیدید، یا P کمی زیاد است یا D می‌خواهد «اندک» اضافه شود. فیلترِ ورودی سنسور (Moving Average) را بیش از حد سنگین نگذارید—تأخیرِ زیاد به «دنبالِ هدف دویدن» ختم می‌شود.

۲) رمپِ فشار بهتر از رمپِ سرعت؟

در بوسترهای حساس، رمپِ مبتنی بر «فشار» (نه صرفاً سرعت) پاسخ مشتری را مستقیم‌تر آرام می‌کند. رمپ S-curve (شروع و پایان نرم) لبه‌های تند را حذف می‌کند. اختلافِ ۱ ثانیه در رمپ گاهی از تعویضِ یک چک‌والو مؤثرتر است.

۳) Non-slam واقعی یا نامِ تجاری؟

همهٔ «غیرضربه‌ای‌ها» برابر نیستند. دامپرِ تنظیمی، فنرِ صحیح و آب‌بندیِ مناسب، تفاوت ساز است.

آزمون ساده: با قطعِ لحظه‌ایِ یک مصرف‌کنندهٔ کوچک، دامنهٔ موج را با ترانسمیتر بخوانید—اگر هنوز پیکِ بزرگ دارید، یا سایز درست نیست یا جانمایی بد است.

۴) مخزنِ دیافراگمی: پیش‌شارژِ کمی پایین‌تر یا بالاتر؟

پیش‌شارژِ بالاتر از مینیمم → آب وارد مخزن نمی‌شود و جذب موج ناچیز است. پایین‌تر از حد → مخزن «اسفنجی» می‌شود و پاسخ را کند می‌کند. بهترین نقطه معمولاً ۰٫۹× حداقل فشار کاری است؛ در سیستم‌های بسیار پرتکان، ۰٫۸۵× به‌طور تجربی پاسخ را نرم‌تر کرده است—اما حتماً آزمون میدانی انجام دهید.

۵) حداقل دبیِ ایمن و بای‌پسِ رِسیرکولیشن

در ساعاتِ نیمه‌شب، دبی به صفر میل می‌کند و پمپ‌ها به محدودهٔ خطر نزدیک می‌شوند. بای‌پسِ کوچک با اوریفیس، گردش حداقلی را تضمین و از داغی/کویتاسیون جلوگیری می‌کند—هزینهٔ ناچیز، عمر بسیار.

۶) زون‌بندی و PRV: عدالتِ فشار در کل ساختمان

با یک Setpoint نمی‌شود همه را راضی کرد. رایزرها را زون‌بندی کنید و روی شاخه‌های پایین PRV بگذارید. PRV با VFD تضاد ندارد؛ مکمل است. VFD فشار را دقیق نگه می‌دارد، PRV توزیع را عادلانه می‌کند.

۷) رخدادنگاری و پذیرش: داده، نه حدس

  • فشار مین/مکس، تعداد استارت، دامنهٔ موج در قطع/وصل ناگهانی را ثبت کنید.
  • پارامترهای PID و رمپ «قبل/بعد» را با تاریخ ذخیره کنید.
  • پیش‌شارژ مخزن و مکان چک‌والو را در صورت‌جلسه تحویل یادداشت کنید.

۸) مطالعهٔ فشرده: دو سناریوی «هزینه/فایده»

  • سناریو A: بوسترِ دورثابت با دو پمپ بشقابی—CAPEX کمتر، اما در اوج صدای «تَق»، نوسانِ ۰٫۶ بار و انرژی بالاتر.
  • سناریو B: ثابت—CAPEX کمی بالاتر، نوسانِ ۰٫۲–۰٫۳ بار، انرژی کمتر ۱۵–۲۰٪، رضایت ساکنان.
  • نتیجه: در ساختمان‌های میان‌مرتبه، معماریِ ترکیبی نقطهٔ بهینهٔ هزینه/آرامش است.

۹) اشتباهات کوچک اما رایج

  • چسباندنِ چک‌والو به زانویی—«چَتر» و کوبش را زیاد می‌کند.
  • سنسور روی انشعاب باریک—PID را با نویز/تاخیر گیج می‌کند.
  • پیش‌شارژ تنظیم‌نشده—مخزن عملاً بی‌اثر می‌شود.
  • رمپ ۰٫۵ ثانیه—dQ/dt بزرگ، موج فشار شدید.

۱۰) نقشهٔ راه ۱۵ دقیقه‌ای بهبود

  1. رمپ را به ۲–۴ ثانیه ببرید؛ گوش کنید چه‌قدر صدا کم می‌شود.
  2. پیش‌شارژ را در بی‌فشاری به ≈۹۰٪ حداقل فشار کاری تنظیم کنید.
  3. سنسور را به کلکتور آرام منتقل و کپیلاری را کوتاه کنید.
  4. اگر ممکن است، چک‌والو فنردار نصب و فاصله از زانویی را زیاد کنید.
  5. بای‌پسِ ریز برای حداقل دبی اضافه کنید؛ نیمه‌شب‌ها پمپ را نجات می‌دهد.

جمع‌بندی

بوسترِ خوب فقط پمپ خوب نیست؛ حاصل هماهنگی دقیق کنترل، لوله‌کشی و قطعات کمکی است. با همین اصلاحات کوچک، معمولاً ۸۰٪ مشکلِ صدا/نوسان حل می‌شود و صرفه‌جویی انرژی به‌چشم می‌آید. از اینجا به بعد، تفاوت‌ها در جزئیات است—جزئیاتی که شما حالا مسلط به آن‌ها هستید.

اگر به فشار پایدار، صدای کم و مصرف منطقی نیاز دارید، بوسترِ VFD تقریباً همیشه انتخاب برتر است—به‌شرط تنظیم و نصبِ درست. در سناریوهای ساده و بودجهٔ محدود، مرحله‌بندیِ دورثابت کارکردنی است، اما به منبع دیافراگمیِ درست، چک‌والو غیرضربه‌ای و مکش استاندارد نیاز دارد. در نهایت، «مکش خوب + کنترل نرم + PRV منطقی» سه‌گانه‌ای است که رضایت ساکنان و عمر تجهیز را تضمین می‌کند.

سوالات متدوال بوستر دورثابت یا VFD؟ چگونه فشار را ثابت و صدا را کم کنیم؛ از شیر یک‌طرفه غیرضربه‌ای تا منبع دیافراگمی و PID

درایوی است که دور موتور را پیوسته تنظیم می‌کند تا فشار/دبی به نقطهٔ هدف برسد؛ در بار جزئی با کم‌کردن دور، مصرف انرژی را به‌طور محسوسی پایین می‌آورد.
دورثابت با کلید فشار/مرحله‌بندی پله‌ای کار می‌کند و فشار نوسان بیشتری دارد؛ VFD فشار را نزدیک ست‌پوینت ثابت نگه می‌دارد و نرم‌تر راه‌اندازی/توقف می‌کند.
در ساختمان‌های ۶–۱۵ طبقه معمولاً ۱۵–۳۰٪ نسبت به معماری‌های دورثابت، به‌ویژه به‌خاطر قانون شباهت‌ها (توان ∝ دور³) و کاهش استارت‌ها.
در اغلب پروژه‌ها بله؛ اما اگر مصرف بسیار یکنواخت و پایین باشد و حساسیت به صدا کم، مرحله‌بندیِ دورثابت هم قابل‌دفاع است. تحلیل TCO تصمیم نهایی را روشن می‌کند.
P کوچک، I بسیار کم، D صفر. P را تا مرز نوسان بالا ببرید، سپس I را آهسته اضافه کنید تا خطا در چند ثانیه صفر شود؛ D فقط برای خفه‌کردن نوسان‌های سریع.
۲–۵ ثانیه برای Ramp-up/Ramp-down رایج است؛ کوتاه‌تر از این ضربهٔ فشار می‌سازد، خیلی بلند هم پاسخ را تنبل می‌کند.
تا فشار واقعیِ توزیع اندازه‌گیری شود و PID با نویز/آشفتگی تصمیم نگیرد. از انشعاب باریک یا نزدیکیِ زانویی/سه‌راهی پرهیز کنید.
موج‌های کوتاه و «تَق»‌های لحظه‌ای را می‌بلعد و تعداد استارت‌ها را کم می‌کند. برای VFD معمولاً ۲–۵٪ دبیِ دقیقه‌ای کفایت می‌کند.
حدود ۹۰٪ حداقل فشار کاری سیستم و پیش از آبگیری. بالاتر از حد → مخزن بی‌اثر؛ خیلی پایین → پاسخ «اسفنجی» و کند.
Non-slam فنردار یا Dual-plate (بسته‌شدن سریع و کنترل‌شده). کنار خروجی هر پمپ نصب شود و به زانویی نچسبد.
رمپ نرم، PID ملایم، چک‌والو غیرضربه‌ای، منبع دیافراگمی نزدیک کلکتور و حذف زانویی ۹۰° نزدیک فلنج‌ها.
Lead VFD + Lag ثابت اغلب نقطهٔ تعادل CAPEX/OPEX است؛ فشار پایدارتر از مرحله‌بندی صرف و هزینهٔ کمتر از «دو VFD موازی».
بهترین پایداری و کمترین صدا؛ هر پمپ دوره‌ای لید می‌شود تا استهلاک یکنواخت شود—البته CAPEX بالاتر است.
دبی‌ای که زیر آن پمپ داغ/ناپایدار می‌شود. با بای‌پس کوچک (اوریفیس) گردش حداقلی را تضمین کنید، مخصوصاً در نیمه‌شب.
برای تعدیل فشار طبقات پایین بله. VFD فشار خروجی را ثابت می‌کند، PRV توزیع را عادلانه می‌سازد.
چک‌والو نزدیک خروجی هر پمپ، تأخیر امن قبل از استارت مجدد و رمپ نرم. تغذیهٔ کنترلر با UPS کمک می‌کند PID از صفر شروع نکند.
در خطوط بسته/ریسک Over-pressure بله؛ Relief کوچکِ تنظیم‌شده جلوی پیک‌های خطرناک را می‌گیرد.
نوسان دبی، فنر نامناسب یا جانمایی بد. فاصله از زانویی را زیاد و سایز/فنر را درست انتخاب کنید.
در نزدیکیِ فلنج‌ها، مخصوصاً مکش. دو ۴۵° با فاصلهٔ ریکاوریِ حداقل ۲D جایگزین شود.
برای VFD از ۲–۵٪ دبیِ دقیقه‌ای نقطهٔ کار شروع کنید و با آزمون میدانی (دامنهٔ موج و تعداد استارت) فاین‌تیون کنید.
بنا به الگوی مصرف ۱۲–۱۸ ماه؛ به‌دلیل کاهش انرژی، ضربه، خرابی سیل/یاتاقان و نارضایتی صوتی.
صافی ریز در مکش افت می‌دهد و کاویتاسیون/صدا می‌سازد؛ صافی ریز در دهش یا مش درشت در مکش بگذارید.
روی کلکتور اصلی، بعد از مخزن/چک‌والوها، دور از انشعاب‌های تنگ و آشفتگی محلی؛ کپیلاری کوتاه، بدون حباب.
در پروژه‌های حساس، بله؛ شروع/پایان نرم‌تر دارد و «لبه‌های تند» تغییر را حذف می‌کند.
چیدمان غلط چک‌والو، پیش‌شارژ بد، سنسور در نقطهٔ پرآشفتگی، یا رمپ تند. اصلاح جانمایی و پارامترها معمولاً مشکل را حل می‌کند.
حداقل زمان روشن/خاموش ۳۰–۶۰ ثانیه، آستانهٔ ورود پمپ دوم در ۸۰–۸۵٪ ست‌پوینت، و چرخش نقش لید برای یکنواختی استهلاک.
افت ولتاژ، داغی موتور و افت گشتاور؛ سطح مقطع را با طول/جریان تطبیق دهید تا راه‌اندازی نرم بماند.
وقتی اختلاف تراز زیاد است و فشار طبقات پایین از حد مجاز بالاتر می‌رود؛ زون‌بندی + PRV آسایش را تضمین می‌کند.
دمپر محلی/مخزن کوچک نزدیک مصرف، قوس نرم، قطر کافی و در صورت امکان کند کردن پروفایل قطع/وصل شیر.
Non-slam نزدیک خروجی، منبع دیافراگمی تنظیم‌شده (≈۹۰٪ فشار مینیمم)، سنسور روی کلکتور، رمپ ۲–۴ ثانیه، ثبت PID/Ramp و آزمون سه‌حالته (مصرف یکنواخت/قطع‌وصل سریع/راه‌اندازی مجدد).

این مقاله را برای دوستان خودتون ارسال کنید.

Telegram
WhatsApp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *